بسم الله الرحمن الرحیم
پدر شیخ بهایی می گوید:
روزی با شهید ثانی در استانبول از جایی می گذشتیم. او در حالی که به مکانی اشاره می کرد، روی به من کرد و فرمود:
« در اینجا کسی کشته خواهد شد که مقامی والا دارد. »
آنچه را که گفته بود بوقوع پیوست و پس از گذشت زمانی نه چندان دراز در همانجا به شهادت رسید.
قصه های عارفان ص 26-25
بسم الله الرحمن الرحیم
شیخ بهایی می گوید:
پدرم به من گفت که یک روز به منزل شیخ زین الدین (شهید ثانی) رفتم و دیدم سر در گریبان فرو برده و مشغول فکر کردن است.
پرسیدم: به چه چیز می اندیشی؟
گفت:
برادر! گمان می کنم که من دومین پیشوایی باشم که در دفاع از دین و ترویج مذهب شیعه شهید می شود. زیرا دیشب در عالم خواب سیدمرتضی علم الهدی را دیدم که میهمانی مفصلی ترتیب داده و همه علمای شیعه را در خانه ای گرد آورده بود. وقتی من وارد شدم سید برخاست و به من خوش آمد گفت و افزود که فلانی پهلوی «شیخ شهید» (منظور شهید اول شیخ ابوعبدالله محمد بن مکی عاملی است) بنشین. من در کنار شیخ شهید نشستم و چون مجلس آغاز شد من از خواب بیدار شدم.
سرانجام نیز چنین شد و آن بزرگمرد بسبب حیله و نیرنگ قاضی شهر صیدا به شهادت رسید.
قصه عارفان ص 25
بسم الله الرحمن الرحیم
زین الدین عاملی معروف به شهید ثانی دریای بی کرانی از علم و دانش و مایه زینت دین و استاد فقیهان بعد از خود بود.
او از همه رشته های علوم دین و حکمت آگاه بود. آن بزرگوار را بیشتر بخاطر شرحی که بر کتاب « لمعه » نوشته است می شناسند. وی در سال 911 هجری قمری متولد شد و در سال 965 یا 966 با توطئه قاضی صیدا به شهادت رسید.
در احوالات این مرد بزرگ نوشته اند که در ایام تدریس، شب ها به هیزم کشی می رفت و صبحگاهان به تدریس می پرداخت. وی دارای حالات عجیب و شگفتی های روحی خاصی بوده است.
قصه های عارفان ص 24