بسم الله الرحمن الرحیم
نیز فرموده اند (سید بن طاووس):
روزی از بغداد بسوی حله می رفتیم. وقتی از مدائن گذشته و از شهر دور شدیم، هوا ابری شد و آسمان رعد و برق زد و سپس رگبار شدیدی شروع به باریدن کرد؛ بطوری که تاب و توان ما را گرفت. گویا خداوند بزرگ بر دلم الهام کرد که این دعا را بخوان که: « یا من یمسک السوات و الارض ان تزولا، امسک عنا مطره و خطره و کدره و ضرره بقدرتک القاهرة و قوتک الباهرة.» (ای خدایی که آسمانها و زمین را از فرو افتادن نگاه داشته ای! به قدرت برترین و نیروی آشکارت، باران، خطر، تیرگی و زیان آن را از ما دور کن.) این دعا و مانند آن را تکرار کردم و به قدرت خدا باران بند آمد و سرانجام ما به روستایی رسیدیم و به مسجد آنجا وارد شدیم. به محض ورود ما دوباره رگبار سختی شروع به باریدن کرد و ما درون مسجد از آن در امان ماندیم. (خاتمه مستدرک الوسائل، ج3، ص467،468)
قصه عارفان ص 22
بسم الله الرحمن الرحیم
همچنین فرموده اند (سید بن طاووس):
روزی دخترم شرف الاشراف که هم حافظ قرآن است و هم نویسنده، به من گفت که گاهی، بی آنکه کسی را ببیند می شنود که کسی یا کسانی به او سلام می کنند و از این مسأله پریشان بود. من در آن مکان ایستادم و گفتم:
« سلام بر شما ای روحانیان! دخترم شرف الاشراف به من خبر داده که شما به او سلام می گویید و این لطف و بزرگواری شما باعث اندوه و پریشان حالی ما گردیده است و ما می ترسیم که برخی از اهالی خانه از این امر به وحشت بیفتند. از شما خواهش داریم که کدورت خاطر ما را فراهم نیاورید و با ما خوشرفتار باشید.»
از آن روز به بعد دیگر صدا یا سلامی به گوش او نرسید.
قصه های عارفان ص 22
بسم الله الرحمن الرحیم
آن بزرگوار (سید بن طاووس ) در کتاب خود امان الاخطار می فرماید:
هنگامی که با خانواده خود در نجف اشرف در جوار مرقد امیرالمؤمنین علیه السلام به سر می بردم، برخی از همسایگان و افراد خانواده شبی وحشتزده نزد من آمده، گفتند:
در رختکن حمام مشاهده کردیم که حصیرهای کفِ آنجا، خود به خود جمع شده و دوباره پهن می شوند؛ ولی کسی دیده نمی شود.
من به رختکن حمام رفتم و گفتم:
« سلام علیکم، خبر این کار شما به من رسید. بدانید که ما همسایه، فرزند و میهمانان مولا علی علیه السلام هستیم و تا به حال که در اینجا به سر برده ایم هرگز مزاحمتی برای شما ایجاد نکرده ایم. شما نیز با ما بدرفتاری نکنید و این مجاورت را به کام ما تلخ نسازید و اگر این کار را تکرار کنید نزد آن حضرت از شما شکایت خواهیم کرد.»
پس از آن دیگر مزاحمتی یا آزاری از اجنه مشاهده نشد.
قصه های عارفان ص 21
بسم الله الرحمن الرحیم
علی بن موسی معروف به سید بن طاووس از علمای ربانی و عارفان بزرگ شیعه در قرن هفتم و صاحب کرامات فراوان بوده است و بنابر قرائن و شواهدی به یقین خدمت امام زمان عجل الله مشرف می شده اند. علامه حلی او را عابدترین مردم زمان خود دانسته است. در زهد و پارسایی او همین بس که آن مرحوم از خوردن غذایی که برای غیر خدا و ریا ترتیب داده می شد پرهیز می کرده است.
قصه های عارفان ص 20
بسم الله الرحمن الرحیم
میرزا علی آقا قاضی پس از سالها تدریس معارف بلند اسلامی و تربیت شاگردان الهی، در روز دوشنبه چهارم ماه ربیع المولود سال 1366 مطابق هفتم بهمن ماه در نجف اشرف وفات کرد و در وادی السلام نزد پدر خود دفن شد. شیخ محمد سماوی ابیاتی در مرثیه وی دارد که ماده تاریخ آن این است: « قضی علی العلم بالاعمال.» مدت عمر شریف ایشان هشتاد و سه سال و دو ماه و بیست و یک روز بوده است.
آیة الله میرزا سید علی آقا قاضی از زمانی که وارد نجف اشرف شد، دیگر از آنجا به هیچ عنوان خارج نشد مگر یک بار برای زیارت مشهد مقدس حدود سال 1330 هـ ق به ایران سفر کرد و بعد از زیارت به طهران برگشت و مدت کوتاهی در ری جوار شاه عبدالعظیم اقامت گزید.
اسوه عارفان ص 21-20
بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم قاضی در تفسیر قرآن کریم و معانی آن ید طولانی داشت و مرحوم استاد ما علامه طباطبائی می فرمودند:
این سبک تفسیر آیه به آیه را مرحوم قاضی به ما تعلیم دادند و ما در تفسیر، از مسیر و ممشای ایشان پیروی می کنیم. و در فهم معانی روایات وارده از ائمه معصومین علیهم السلام ذهن بسیار باز و روشنی داشتند و ما طریقه فهم احادیث را که « فقه الحدیث » گویند از ایشان آموخته ایم.
اسوه عارفان، ص 20
بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم قاضی در لغت عرب بی نظیر بود؛ گویند: چهل هزار لغت از حفظ داشت. و شعر عربی را چنان می سرود که اعراب تشخیص نمی دادند سراینده این شعر عجمی است.
روزی در بین مذاکرات، مرحوم آیة الله حاج شیخ عبدالله مامقانی - رحمة الله علیه - به ایشان میگوید:
من آن قدر در لغت و شعر عرب تسلط دارم که اگر شخص غیر عرب، شعری عربی بسراید من می فهمم که سراینده عجم است؛ گرچه آن شعر در اعلی درجه از فصاحت و بلاغت باشد. مرحوم قاضی یکی از قصائد عربی را که سراینده اش عرب بود شروع به خواندن می کند و در بین آن قصیده، از خود چند شعر بالبداهه اضافه می کند و سپس به ایشان می گوید: کدام یک از اینها را غیر عرب سروده است؟ و ایشان نتوانستند تشخیص دهند.
اسوه عارفان، ص 20 - 19
بسم الله الرحمن الرحیم
آقا سید هاشم حداد می فرمود:
مرحوم آقا(قاضی) یک عالمی بود که از جهت فقاهت بی نظیر بود. از جهت فهم روایت و حدیث بی نظیر بود. از جهت تفسیر و علوم قرآنی ی نظیر بود. از جهت ادبیات عرب و لغت و فصاحت بی نظیر بود، حتی از جهت تجوید و قرائت قران. و در مجالس فاتحه ای که احیاناً حضور پیدا می نمود، کمتر قاری قرآن بود که جرأت خواندن در حضور وی را داشته باشد، چرا که اشکالهای تجویدی و نحوه قرائتشان را می گفت... (روح مجرد ص 501)
اسوه عارفان ص 19
بسم الله الرحمن الرحیم
... مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی - رضوان الله علیه - می فرموده است: اهم از آنچه در این راه لازم است، استاد خبیر و بصیر و از هوا بیرون آمده و به معرفت الهیه رسیده و انسان کامل است، که علاوه بر سیر الی الله، سه سفر دیگر را طی نموده و گردش و تماشای او در عالم خلق بالحق بوده باشد.
مرحوم قاضی می فرموده است:
چنانچه کسی که طالب راه و سلوک طریق خدا باشد برای پیدا کردن استاد این راه، اگر نصف عمر خود را در جستجو و تفحص بگذراند تا پیدا نماید، ارزش دارد. و می فرموده است:
کسی که به استاد رسید، نصف راه را طی کرده است.
اسوه عارفان ص18
بسم الله الرحمن الرحیم
استادان سیر و سلوک مرحوم قاضی
جماعتی از اهل الله که زماناً متأخر بر سر کار آخوند ملاحسینقلی [همدانی] بوده اند - قدرس الله اسرارهُم اجمعین - ملازمت حضرات مقدسه اصحاب آن بزرگوار کرده اند که از افاخم آن اعاظم است سید السالکین الی الله رب العالمین، جناب الآقا السید علی القاضی الطباطبائی التبریزی النجفی - قدس سره الشریف - که بدانسان که جناب شیخ السالکین الاقا الشیخ محمدتقی البهجة الرشتی را شنیدیم از اصحاب آن بزرگوار - افاض الله علینا من برکاته - به جمعه 26 شوال 1398 هـ . ق به قم المحمیه - صانها الله عن نوائب الزمان و رادها شرفا - ماهی چند از ارتحال سرکار آخوند [همدانی] برآمده، به نجف اشرف - علی مشرفها آلاف التحف - رسیده بود و تربیت از جناب الآقا السید احمد الحائری الواحد العین و جناب الآقا الشیخ محمد البهاری یافته - قدس الله اسرارهم اجمعین.»
اسوه عارفان ص 18 - 17
بسم الله الرحمن الرحیم
.. در اوان جوانی در دروس عالی خارج فقه و اصول اساتید حوزه کهن نجف همچون آیات عظام سید ابوالقاسم خویی، سید عبدالاعلی سبزواری، شیخ علی محمد بروجردی و میرزا حسن بجنوردی حاضر شد و با جدیت و تلاش شگرف به تحصیل علوم و معارف اسلامی همت گمارد و در اندک زمانی اجازه اجتهاد از آیة الله خویی دریافت نمود. حجة الاسلام و المسلمین مروی نقل کرد:
آیة الله خویی به آقای کشمیری فرموده بود: « حُرم علیک التقلید.»
همزمان با تحصیل علوم ظاهری در فراگیری علوم غریبه نیز شائق بود و در فرصتها و اوقات مقتضی بسیاری از رشته های علوم غریبه چون جفر، علم اعداد، تکسیر، حروف، زبر و مبنیات و مربعات و اسماء الله را از افراد متعدد فرا گرفت و تبحر خاصی در آنها پیدا کرد.
اسوه عارفان ص 185 - 184
بسم الله الرحمن الرحیم
... مرحوم آیة الله سیدعبدالکریم کشمیری در چنین دودمان علمی و پرهیزکاری در سال 1346 ق در نجف اشرف دیده به جهان گشود، والد فاضلش به جهت علاقه وافر به استادش آیة الله مؤسس شیخ عبدالکریم حائری یزدی نام فرزند دلبندش را عبدالکریم گزارد، مادرش دختر آیة الله العظمی آقا سیدکاظم طباطبائی یزدی صاحب عروة الوثقی بود و از مخدرات فاضله و جلیله عصر خود به شمار بود، دوران کودکی در دامان پر مهر و محبت پدر و مادر سپری شد؛ مطابق کشش درونی و سیره خانوادگی تحصیلات مقدماتی حوزوی در ابتدای سنین خرسالی آغاز شد، ابتدا والدش دروس مقدمات فارسی و عربی را بدو آموخت، سپس متون متوسط و عالی سطح را از اساتید مبرز حوزه نجف همچون حضرات آیات شیخ مجتبی لنکرانی و شیخ راضی تبریزی (مکاسب)، شیخ محمدتقی بهجت فومنی (رسائل)، شیخ محمدحسین طهرانی از افاضل تلامذه آخوند خراسانی (کایة الاصول)، حاج فیض خراسانی ( منظوه سبزواری )، شیخ صدرا بادکوبی (متون فلسفی ) و شیخ عبدالحسین رشتی (اسفار) فرا گرفت. ...
اسوه عارفان ص 184 - 183